الملا فتح الله الكاشاني

392

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

من * ( إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ ) * اگر هست كه بزرگ شده و گران گشته بر شما * ( مَقامِي ) * اقامة من يعنى بودن من و طول مكث من در ميان شما و يا قيام من بر دعوت شما در مدت متمادى چه بنص كلام ربانى حضرت نوح ( ع ) كه نهصد و پنجاه سال قوم را به خدا دعوت كرد و جفا و آزار ايشان را تحمل فرمود و چون جفاى قوم بغايت رسيد و در صدد قتل او شدند گفت اى قوم اگر بر شما شاق ميگذرد مكث من در ميان شما * ( وَتَذْكِيرِي ) * و پند دادن من مر شما را * ( بِآياتِ اللَّه ) * بعلامتهاى روشن بر وحدانيت خدا و تصديق نانموده مرا ميرنجانيد * ( فَعَلَى اللَّه تَوَكَّلْتُ ) * پس بر خداى توكل كردم و اعتماد كلى بر او نمودم در دفع كيد شما و نصرت من اعدا و چون اعتماد كلى بر خدا كردم و همه كار خود را به او گذاشته‌ام * ( فَأَجْمِعُوا ) * پس همه باتفاق فراهم آريد * ( أَمْرَكُمْ ) * كار خود را يعنى عزيمت كنيد بر امر خود در هلاك من يا جمع كنيد خداوندان امر را كه مراد رؤساى قومند يعنى پيشوايان خود را فراهم آريد * ( وَشُرَكاءَكُمْ ) * با شريكان خود يعنى آنها كه بزعم خود شركاء حق مىدانيد تا باستعانت شما از ايشان و اعانت ايشان شما را مرا در ورطه هلاكت اندازيد گويند اين عطف است بر امركم بحذف مضاف اى و امر شركائكم يعنى عزيمت كنيد بر امر خود و امر شركاء خود و يا منصوبست بفعل مقدر اى ادعوا شركائكم يعنى تصميم امر خود كنيد و بخوانيد شريكان خود را ملخص معنى آيه آنست كه همه مجتمع شويد و اتفاق نمائيد بر قصد هلاك من * ( ثُمَّ لا يَكُنْ ) * پس بايد كه نباشد * ( أَمْرَكُمْ ) * كار شما در قصد من * ( عَلَيْكُمْ غُمَّةً ) * بر شما پوشيده يعنى در خفيه در هلاكت من كيد مكنيد بلكه بعلانيه و آشكار در هلاك من سعى كنيد و به ظاهر متوجه دفع من شويد * ( ثُمَّ اقْضُوا ) * پس ادا كنيد و برسانيد * ( إِلَيَّ ) * به من آنچه ميخواهيد يعنى آنچه آرزو داريد درباره من بجا آريد * ( وَلا تُنْظِرُونِ ) * و مرا مهلت مدهيد در كار من تا زودتر خلاص شويد از مشقت مقام و محنت كلام من چه من اصلا از آن انديشه ندارم و توكل بر خداوند خود كرده‌ام و كار خود را به او باز گذاشته پس از كيد و مكر و ضرر و ايذاى شما چه انديشه دارم مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه فَهُوَ حَسْبُه اين سخنان دليلست بر آنكه حضرت نوح على نبينا و آله و عليه السلام در مقام توكل ثابت قدم بوده و وثوق تمام بملك علام داشت و از جمله معجزات او اين بود كه با وجود آنكه با او اندك جماعت ضعيف بود اخبار فرمود كه شما بر اهلاك من قدرت نداريد و ميخواست كه قوم او بدين معنى پى برده قدم در طريق متابعت نهند ايشان از